شعر زمستان
In the Name of God
Winter
Ball, ball, snowball, it snows
It is cold, it is winter
The boundless cold, makes our bodies tremble
When it snows
The trees become white
Playing in the lanes give us happiness and clearness
In winter, the heater is always turned on
We should wear warm cloths, it is the time to catch cold
زمستون
گلوله گلوله برف میاد
سردِ هوا زمستونه
سرمای بی حد هوا تن آدمو می لرزونه
برف که میاد از آسمون
سفید میشن درختچه ها
شادی داره، صفا داره بازی تو کوچه ها
وقتی زمستون می رسه، همش بخاری روشنه
باید پوشید لباس گرم که وقت سرما خوردنه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۸۸ ساعت 0:47 توسط ابوالفضل ایمانی راغب
|